الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
82
الغدير ( فارسي )
روى مىبينى نوشته هايش سرشار است از پژوهشها و موشكافىها . در عرفان و حروف روشهاى ويژه اى برگزيده و هم در دوستى پيشوايان كيش ما - درود بر ايشان - برداشتها و نگرشهائى دارد كه برخى نمىپسندند و او را تندرو و گزافگوى مىشمارند ولى جايگاه هائى را كه وى براى آنان - درود بر ايشان - شناخته - در همه جا - به تندروى نمىانجامد و پايگاه پيامآورى هم نيست چنانچه از سرور ما - فرمانرواى گروندگان درود بر او باد - گزارش كردهاند كه گفت : « از گزاف گوئى دربارهء ما بپرهيزيد ، بگوئيد ما بندگانى هستيم كه پروردگار داريم و در برترى ما هر گونه خواهيد به سخن پردازيد . » ( 1 ) و پيشواى راستگو - امام صادق درود بر او باد - گفت : « براى ما پروردگارى بشناسيد كه به سوى او باز مىگرديم و دربارهء ما - هر گونه خواهيد - به سخن پردازيد . » و هم وى - كه درود بر او باد - گفت : « ما را از آفريدگان بشماريد و هر گونه خواهيد در - بارهء ما سخن كنيد كه به آنجا كه بايد نخواهيد رسيد . » ( 2 ) كجا مىتوانيم مرز برترىها و سرافرازىهائى را بنگريم كه پروردگار پاك به ايشان بخشيده است ؟ و كى مىتوانيم از همگى سربلندىهائى آگاه شويم كه خداوند ويژهء آنان گردانيده ؟ از آن منشهاى برجسته ؟ و جانى با مايههاى پر ارج ؟ و روانى با نمايشهاى آسمانى ؟ و خوىهاى بزرگوارانه ؟ و جوانمردىها و ستودگىها ؟ « و كيست كه به شناسائى امام رسد ؟ يا او را برگزيند ؟ نه ! نه ! خردها گمراه مىشود و بردبارىها سرگردان و مغزها پريشان و ديدهها نابينا ، بزرگان خرد مىشوند و فرزانگان در مىمانند و بردباران گام واپس مىنهند و سخنرانان زمينهء گفتار را تنگ مىيابند ، كار خردمندان به نادانى مىكشد ، زبان سرايندگان بند مىآيد ، سخنوران ؛ ناتوان مىگردند و نغز سخنان به ستوه مىآيند از اين كه يكى از جايگاههاى او را بنمايند - يا يكى از برترىهايش را - همگان ناتوانى
--> ( 1 ) ن - از « خصال منشها » به خامهء استاد و پيشواى ما صدوق . ( 2 ) ن - از « بصائر الدرجات بينائىها دربارهء پايگاهها » به خامهء صفار ( كه كوتاه سخنى در پيرامون آن خواهيم داشت . )